خوش داشت آدمی را ویلان کوه و صحرا یا در شلوغی شهر ،تنها بیافریند...

هر جا نظر اندارم طرحی است ز فیزیکش!

هرجا نظر اندازم، طرحی­ست ز فیزیکش 
 هم نوع کوانتیکش هم نوع کلاسیکش

بر سفره ی درویشان، پنهان ز بداَندیشان 
 پیدا شده بر ایشان، طرحی ز مکانیکش

از میکده واماندم، دانشکده­ شد جایم 
تقدیر بزد گولم، با شیوه و تکنیکش

از جانب میخانه، رفتم به رصدخانه 
 با خنده­ ی مستانه، دلشاد ز اُپتیکش

دیدم ز تلسکوپ هم پنهان شده آن مه­ رخ 
 گفتا بُود این خارج، از قدرت تفکیکش

این شاعر شوریده، زان زلف کوانتیده 
هرچند جفا دیده، کی آمده دَر جیکش؟!

چشمش شده چون لاله، خیس از نفس ژاله 
 گشته­ ست سیه­ چاله، آن قلب گَلِکتیکش

این راه سراسر مِه، گشته­ ست چه ناواضح!؟
برخیز و نجاتش دِه، از پشت ترافیکش

در چهره­ ی این شیدا، لبخند بُود پیدا 
 غم گشته نهان امّا، چون مادّه­ تاریکش

شد قامت او قوسی، توزیع غمش گوسی 
 بگذار کنم توﺻﻴ ... ﻒ آن گردن ِ باریکش

آن نغمه­ ی پرشورش، آن هیکل رنجورش 
 وان گردن مذکورش، وین شعر ِ رمانتیکش

ما غرق گناهیم و آیینه­ ی آهیم و
 چون تخته­ سیاهیم و دوریم ز ماژیکش

ای شمس نگاهی کن، بر مولوی اَت گاهی 
تنها مگذار او را در کشور لائیکش

#سید_امیر_سادات_موسوی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

راه علوم انسانی از ریاضی می گذرد!

شاید هدف و مقصدی که برای خودم در نظر گرفته ام، خیلی ربطی به مهندسی و ریاضی و فیزیک نداشته باشد، اما دلیل نمی شود که دوستشان نداشته باشم! از حق نگذریم سروکله زدن با مسائل دینامیک و حساب کردن انتگرال های عجیب و غریب کار بسیار لذت بخشی است! نه تنها لذت بخش که بر خلاف چیزی که مرسوم است خیلی به نظرم مفید و به درد بخور است! شاید حساب کردن انتگرال سینوس دو ایکس و حل کردن مسئله نقطه برخورد یک پرتابه مشکلی از زندگی ام را حل نکند، اما این دو فعل  "حساب کردن" و "حل کردن مسئله" خیلی خیلی چیز به درد بخوری است! این که  یک مسئله را بگذاری جلوی خودت و بعضا چندین ساعت بشینی سرش، انواع و اقسام راه حل های مختلف رو امتحان کنی، منابع مختلف رو بخونی تا تهش بتونی اون سوال رو حل کنی. چیزی که به تو توانایی حل کردن مسائل رو میده. یه چالش ذهنی جدی که تو رو آماده می کنه برای حل مسئله های جدی تر و مهم تر!

چند وقتیه دارم به این فکر میکنم که این رویکرد چقدر در زمینه علوم انسانی هم وجود داره؟ چقدر کسایی که از دبیرستان علوم انسانی رو انتخاب می کنند و بعدا هم در دانشگاه اون رو ادامه می دهند در معرض حل مسئله قرار می گیرند؟ چقدر پیش میاد که یک مشکل و مسئله را جلوی خودشان بگذارند و تا اون رو حل نکردند دست از تلاش نکشند؟

یکی از نکات جالب اینه که خیلی از فیلسوفان و علما و بزرگان حوزه علوم انسانی در زمینه ریاضیات هم دستی در آتش داشتند! از دکارت گرفته تا خیام و ابن سیناو خواجه نصیرالدین طوسی و آقای حسن زاده آملی!

من هیچ وقت به صورت آکادمیک در جریان علوم انسانی قرار نگرفته ام و از نزدیک مسیر تحصیلی آن را ندیده ام، برای همین این سوال را باید علوم انسانی خوانده ها جوابش را بدهند که چقدر این تلاش برای حل مسئله در آن جای دارد؟ 

ولی عجالتا بگذارید اینگونه بگویم: " راه علوم انسانی از ریاضی می گذرد!"

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

انسان مدرن!

 

علم هیچ مرز و کشوری را نمی شناسد، زیرا دانایی به بشریت تعلق دارد، و مشعلی است که جهان را روشن می کند - لوئیس پاستور

انسان مدرن علم (science) را به عنوان راهنما و راهگشای خود می داندو این علم (science) بشر محدود به تجربه های متعدد و متنوع او در این کره خاکی است، ذات انسان مدرن شکاک و سخت باور است. انسان مدرن معنای تقدس و رمز و راز غیبی را درک نمی کند و به جای آن روش تجربه را جایگزین کرده است. طبییعی است که تجربه همه جا پاسخگو نیست. این عدم پاسخگویی انسان را دچار اضطراب می کند. سوالات و پرسش هایی مهم که تجربه هیچ پاسخی برای آن ها در نمی یابد، چرا که اساسا فرای محدوده آن است! 

کسی که برای سوالاتش پاسخی پیدا نکند، برای رهایی از اضطراب آن، مجبور می شود سوالاتش را فراموش کند. در نتیجه نیاز به چیزهایی دارد که بتواند به او در فراموش کردن کمک کنند!

برای بشر مدرن هرچیزی که ایجاد "فراموشی" کند ارزش دارد، از جمله سینما، موسیقی، مسابقات ورزشی و ... 

سینما و فیلمی که باعث می شود انسان با شریک شدن در تجربه های شخصی دیگران خود را فراموش کند و لذت ببرد، در نتیجه فیلم و سوپراستاری و سلبریتی که بتواند بیشتر انسان را از خودش دور کند و به درون زندگی و تجربه های خودش ببرد برای او ارزشمند تر است. اساسا پدیده ای مثل سوپراستار ها در همین محور توانایی تعریف شدن دارد. یک مسابقه ورزشی،یک بازی فوتبال، کمک میکند برای نود دقیقه یک خلسه فکری تجربه ای سرشار از لذت و هیجان را تجربه کند.

انسان مدرن به سینما می رود، به استادیوم می رود، به کنسرت می رود، به دنبال همه سرخوشی ها می رود تا از خود دور شود، تا خود را فراموش کند.

اگر مواد مخدر و الکل و ... با تغییرات فیزیولژیکی به فراموشی انسان کمک می کند، سینما و "ورزش مدرن" و موسیقی های خاص و ... موجبات روانشناختی و روحی فراموشی را از طریق لذت و هیجان فراهم می کند.

انسان مدرن از تنهایی فرار می کند. از خلوت می ترسد، حتی معماری مدرن خلوت گریز است، خلوت کردن، چیزهایی را به انسان یاد آوری می کند...

نقطه مقابل فراموشی یادآوری است...

یادآوری...

ذکر...

...وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ... (القلم-آیه 52)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

هرکجا که هستی...

 
هر کجا هستی» که در کالیفرنیا تصویربرداری شده، تک آهنگی است که توسط سامی یوسف ساخته شده و به سه زبان مختلف انگلیسی، فارسی و عربی خوانده شده است
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

خوش نامی قدم اول است... قدم آخر...

"ای اهل حرم

  میر و علمدار نیامد..."

***

دنیای عجیبی است...

انگار همه ما در یک مسابقه بزرگ و سنگین هستیم و شب و روز فکرمان شده که از هم جلو بزنیم! البته نه از جنس"...فاستبقوا الخیرات..."، جنسش خیلی متفاوت است! گاهی سمت شر و گاهی سمت خیر (البته آخرش اش رو شک دارم!). 

خیلی حاشیه نروم، مسابقه ای است برای "دیده شدن" ! 

(از اینجا به بعد دیگر افعال همه مفرد است! شرمنده، اقتضای مسابقه همین است!) مدت زیادی است که تمام فکر و ذکرم شده است "دیده شدن"! البته نه از جنس اینکه بروم و سلبریتی شوم! نه... به زعم خودم هدف درستی دارم، . می خواهم موثر باشم، دوست دارم بتوانم تاثیر مثبتی روی زندگی افراد بگذارم. راهش را "دیده شدن" پیدا کردم! دیده شدن حرفم!! اما به ناچار صاحب حرف حرف هم باید دیده شود، خدایا این جهاد را از من قبول کن... (شعاری شد؟ قبول دارم! پس بگذارید یکم اصلاحش کنم!) ولی خودمونیما! دیده شدن هم کیف دارد! کیه که از لایک ها و کامنت های تعریف و به به چه چه و "قبول باشد" ها و ... بدش بیاید؟ بی پرده تر بگم؟ گاهی وقت ها هدف از کنش هایم واکنش هایش است!

 البته توجیه ام این است که این به به و چه چه معنی اش این است که راه را درست می روی! داری موثر واقع می شوی! پس برو با قدرت...

 

***

حبیب...

ظهیر...

علی اکبر...

قاسم ابن الحسن...

بنی هاشم...

... عباس! فقط تو مانده ای! و قلب شکسته ات! نمی دانم چگونه تاب میاوری! تو باشی و برادرانت تک تک بروند...

دیگر نوبت تو است...

قمر بنی هاشم، پهلوانی که نامش رعشه بر دل دشمن می انداخت...

چه کسی شایسته تر که برود به میدان برای خون خواهی؟ برود به میدان... رجز بخواند... انا عباس ابن علی... 

اما نه!

هنوز "امام" مانده است! 

هر چه دیگر بگوییم مهم نیست...

هرچه از پهلوانی و جنگ افروزی عباس بگوییم مهم نیست...

وقتی حسین هست، دیگر نه زور بازوی عباس مهم است، نه قوت شمشیرش، حرف حسین است که همه چیز است!

حرف ساده است... حسین "سقا" می خواهد...

 

***

...برو با قدرت

اما نه! صبر کن!

کجا می روی؟

خوشنامی؟ دیده شدن؟ 

اصلا کی گفته مسیر این است؟

آیا تا به حال از خود پرسیده ام، "امام" چه می خواهد؟

***

...حسین "سقا" می خواهد...

عباس رفت...

 

وَنادى‏ بِأعْلى‏ صَوْتِهِ: أَدْرِکْنی‏ یا أَخِی...

الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری...

***

- در قرآن، اسم بعضی پیام‌بران آمده است؛ اسم بعضی غیر پیام‌بران هم، چه صالح و چه طالح آمده است… این صلحا عاشق حضرت باری هستند… اما حضرت حق، بعضی را خودش هم عاشق است… عاشقی خدا توفیر دارد با عاشقی ما… خدا عشاقی است که حتا دوست ندارد، اسم معشوق‌ش را کسی بداند… به او می‌گوید، رجل! همین… مرد! … همین… می‌فرماید و جاء من اقصی‌المدینه رجل یسعی، جای دیگر می‌فرماید و جاء رجل من اقصی‌المدینه یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می‌کنند… هر دو از دور، از بیرون آبادی، دوان دوان، می‌آیند… اما اسم‌شان را حضرت حق نمی‌آورد… یکی می‌آید موسای نبی را نجات می‌دهد… قوم بنی‌السرائیل را در اصل نجات می‌دهد… دیگری هم قومی را از عذاب نجات می‌دهد… اسم‌ش چیست؟ اسم‌شان چیست؟ نمی‌دانیم… رجل است… معشوق حضرت حق است… اسم معشوق را که ار نمی‌زنند… حضرت حق، عاشق کسی اگر شد، پنهان‌ش می‌کند… کاش پیش حضرت حق، اسم نداشتیم، اما مرد بودیم…

***

خوش‌نامی قدم اول است… از خوش‌نامی به بدنامی رسیدن، قدم بعدی بود… قدم آخر، گم‌نامی است…

 

***

عاشورا 1441

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

ایران هوشمند!

چند روز پیش، برای طی کردن مسیری از #تپسی استفاده کردم.
راننده مرد میان سالی بود که با فاصله نسبتا زیادی از لوکیشن مبدا ایستاده بود، پس از سوار شدن، مدام شاهد کلنجارش با #waze بودم! ابتدای مسیر رو خودم بهش آدرس دهی کردم تا اینکه بالاخره نقشه اش درست شد!
کم کم شروع کرد به صحبت کردن ؛ گفت که تازه یک هفته است وارد تپسی شده و تازه دارد قلق کار دستش می‌آید. حتی هنوز شارژر فندکی و هولدر گوشی اش را هم نخریده بود!
در اواسط مسیر هم شارژ گوشی اش تمام شده بود!
می‌گفت ۲۵ سال کارش نجاری بوده و از درهای عریض و طویلی که برای برج های شمال شهر ساخته بودند تعریف می‌کرد!
اما یک هفته ای بود که کارگاهشان پس از چند ماه ضرردهی تعطیل شده...
و حالا بعد از ۲۵ سال برای درآوردن خرج دانشگاه دخترش مجبور به کار در تپسی شده است! یاد جمله رئیس جمهور در همایش #ایران_هوشمند افتادم که فرمودند: " اینکه امروز می بینیم و اشتغال عظیمی را یک استارت آپ قادر است ایجاد کند و هزاران شغل مستقیم و بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل غیرمستقیم ایجاد کرده است، یک تحول بزرگ در کشور ما است. اینکه یک استارت آپ در عرض چهار سال و نیم بتواند این حجم بزرگ از اشتغال را ایجاد کند افتخار بزرگی برای نسل جوان و تحصیل کرده ما و همچنین برای رفاه اجتماعی مردم است"

آقای روحانی!
این مرد که شغل ۲۵ ساله اش را از دست داده است و اکنون در یک #استارت_آپ مشغول است، جهت افتخار ورزیدن خدمت شما!
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

مقایسه آرا نامزد های انتخابات ریاست جمهوری با شرکت کنندگان عصر جدید!

بدون شرح :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

سلبریتی صنعتی - بخش دوم

چند وقت پیش پست های سلبریتی های ایرانی و خارجی رو مقایسه کردم و دیدم که تفاوت های معنا داری با هم دارند که شاید نشان از دو رویکرد متفاوت در تعامل با رسانه های دو سویه (مثل اینستاگرام) باشه.
نقطه تمایز اصلی سلبریتی های خارجی و ایرانی در زیادتر بودن پست های تبلیغاتی در سلبریتی های خارجی و اجتماعی در سلبریتی های ایرانی بود.
نکته مشترک همه سلبریتی های ایرانی که بررسی کردم این بود که همه اون ها زادگاه رسانه ای شون ( به عنوان سلبریتی) خارج از اینستاگرام بوده ( اکثرا سینما و تلویزیون) و با آمدن اینستاگرام به فعالیت در اون پرداختند.
اما امروزه نوع جدیدی از سلبریتی ها رو داریم که به واسطه اینستاگرام سلبریتی شدند، سلبریتی هایی که #بومی_اینستاگرام هستند. کسایی که در ادبیات عامه #شاخ_مجازی و در ادبیات حرفه‌ای #اینفلوئنسر نامیده می‌شوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

سلبریتی صنعتی - بخش اول

چند وقتیه که خیلی داره حول سلبریتی ها و اظهار نظر هایشان در حوزه های مختلف بحث شکل می‌گیره. اکثرا هم درباره این بحث میشه که چرا سلبریتی ها مدام در حوزه های مختلف که تخصصی در آن ندارند اظهار نظر می‌کنند ؟ !
به نظرم بحث درباره این تیپ مسائل پیش نیاز هایی داره که خیلی بهش پرداخته نمیشه. مسائلی از این دست که اساسا مفهوم #سلبریتی چگونه در ابتدا شکل گرفته و در وهله دوم چگونه این پدیده به ایران رسیده!
و اینکه آیا #سلبریتی که ما در ایران داریم با #سلبریتی که در دنیا هست تفاوتی داره یا نه!
برای جواب دادن به این سوال به ذهنم رسید که ۳۰ پست آخر پر فالوور ترین اکانت های اینستاگرام دنیا و ایران رو ببینم بر اساس موضوع اون ها رو طبقه بندی کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
صدرا علی بک

مطلع

به نام حضرت دوست

 

$$$

...اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتی وَبُعْدَ داری وَهَوانی عَلی مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْری...

...به تو شکایت میکنم، از غربت و ذلتم، از دوری خانه آخرتم، و خواری ام نزد کسی که او را مالک امر من گردانیدی...

$$$

به ذهنم فشار میارم که یه متن ادبی پر زرق و برق برای پست اول از خودم در کنم، اما نمی شود که نمی شود...

مجبورم که دنبال چیز آماده ای بگردم!

حضرت گوگل (دامت برکاته) را صدا می زنم و می نویسم"ویلان" !

رَنک یک، "واژه یاب" است ، رَنک دو هم همان است! مثل اینکه باید اول از اینجا شروع کرد، از ریشه اش!

اولین معنی را از لغت نامه دهخدا آورده است. قبلش تب جدیدی باز میکنم و مجددا به مدد حضرت گوگل (دامت برکاته) به امید اینکه تاریخ تالیف لغت نامه دهخدا را پیدا کنم که در متن بیاورم (بالاخره متن باید از نظر پژوهشی غنی باشد!) تایپ میکنم "دهخدا" و اینتر را می فشارم!

باز هم رَنک اول "واژه یاب" است! رَنک دوم و سوم هم دو لغت نامه آنلاین دیگر است. تا اینکه بالاخره در خط چهارم علام ویکی پدیا(مدظله العالی) به کمک می آید و تاریخ تالیف کتاب مذکور را می فرماید: 1931 میلادی!

برگردیم به همان واژه یاب! دهخدا 88 سال پیش (88=1931-2019) درباره واژه "ویلان" گفته است:

ویلان . [ وَ / وِ ] (ص ) ول . سرگردان . سرگشته . بی جای و مستقری . بی خانه ٔ معلوم . با شدن و ماندن صرف شود

 

خدا خیرش دهد! حرفش الحق حق است!

اما گویا دهخدا هم با ما سرناسازگاری دارد، دریغ از یک شعر و جمله ادبی به عنوان مثال که بشود ازش در پست ابتدایی استفاده کرد!!

به گنجور سری می زنم، آنجا هم چیزی روزی ام نمی شود!

سرتان را در نیاورم!

بعد از کلی گشت و گذار و قطع امید از قدما و رو آوردن به شعرای معاصر، دست آخر جنس مورد نظر را در یک آهنگ جدید الانتشار پیدا کردم!

تِرَک "آفرینش" از آلبوم"حالا که می روی" محمد معتمدی و شعر محمد مهدی سیار!

 

خوش داشت آدمی را ویلان کوه و صحرا
یا در شلوغی شهر تنها بیافریند

باری چنان که پیداست میخواست بی کم کاست
مجنون بیافریند لیلا بیافریند

 

استایلش رو دوست دارم. برود که در بیو های مختلف نصب شود، علی برکت الله!

$$$

دو کلام حرف حساب!

اینجا حایی است برای دل نوشته ها، حرف های حساب و عموما چرندیاتی درباره رسانه و جامعه و قص علی هذا...

اگر حوصله وبلاگ را ندارید، می توانید در تلگرام دنبال کنید:

https://t.me/veylan_ir

 

$$$

...اِلهی فَلا تُحْلِلْ عَلَیَّ غَضَبَکَ فَاِنْ لَمْ تَکُنْ غَضِبْتَ عَلَیَّ فَلا اُبالی...

...خدایا غضبت را بر من فرود نیاور، اگر در مقام خشم کردن بر من نباشی، از غیر تو باک ندارم...

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
صدرا علی بک